استرس آزمون سراسری به اضافه شرایط جنگی

  • کد خبر: ۴۳۲۵۸۶
  • ۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۰
استرس آزمون سراسری به اضافه شرایط جنگی
درباره دانش آموزان کنکوری که امسال علاوه بر دلهره و استرس آزمون سراسری، شرایط جنگی هم بر نگرانی شان افزوده است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ صلح و آرامش، مهم‌ترین گزاره یک زندگی عادی و معمولی در هر اجتماعی است که آشوب جنگ، آن را از دایره روز‌های معمولی بیرون می‌کشاند و همه چیزش را تحت الشعاع قرار می‌دهد؛ از اقتصاد و تعاملات اجتماعی گرفته تا فرهنگ، علم و موضوعات وابسته به آن.

کلمه اسطوره‌ای کنکور از همان گذشته برای رسیدن به دنیای آرمانی، در گوشه‌ای از ذهن ما نشسته و جاخوش کرده است و مثل یک رادیکال بزرگ، همه ابعاد زندگی را احاطه کرده و آن قدر ریشه می‌دواند و فراگیر می‌شود که برای یک دانش آموز، معمولا همه چیز از خواب و خوراک بگیرید تا تفریح و فراغت را از دایره روز‌های معمولی بیرون می‌برد و هراس را به جان کنکوری‌ها می‌اندازد.

امسال، اما سایه جنگ و حرف و حدیث‌ها و تصمیم‎های خلق الساعه درباره تأثیر قطعی معدل، اضطراب و فشار روانی کنکوری‌ها را دوچندان کرده و این ماراتن را از یک آزمون علمی به بحرانی روانی برای داوطلبان تبدیل کرده است.

فرسودگی خانواده‌ها

«چرا باید درس بخوانیم؟» این جمله برای مادرانی که فرزند دانش آموز دارند، مأنوس و آشناست و اولین عبارتی است که به نقل از فرزند دانش آموزشان، در مکالمه با ما به زبانشان می‌آید. آن‌ها این موضوع را بی ربط به نبود شرایط ثابت و پایدار به ویژه طی امسال نمی‌دانند؛ آن هم برای برگزاری زمان کنکور.

  مادر یک دانش آموز پایه دوازدهمی فقط به گفتن حرف‌های فرزندش اکتفا می‌کند و‌ می‌گوید: سال‌هایی که بچه‌ها باید با خیال راحت برای کنکور آماده می‌شدند، مدام درگیر تغییرات سیاست‎‌های کنکور، ابهام و استرس بودند و امسال که نگرانی از شرایط جنگی هم به آن افزوده شده است. پسرم بار‌ها می‌پرسد: «چرا این همه باید درس بخوانم، وقتی هیچ چیز معلوم نیست؟» او به جای آنکه فقط نگران نتیجه تلاشش باشد، نگران این است که آیا اساسا این تلاش در آینده‌ای نامعلوم به نتیجه می‌رسد یا نه.

این گفته، حرف مادر یک کنکوری دیگر هم هست که دعا می‌کند این روز‌ها هر چه زودتر تمام شود. او‌ می‌گوید: مسیری که هر روز با خبر‌های جدید همراه است، برای ما هم فرساینده است. اینکه زمان برگزاری آزمون جابه جا می‌شود و از سوی دیگر، تصمیم‌ها و سیاست‌های عجولانه‎‌ای که آینده فرزندان ما را دستخوش تغییر می‌کند، روح و روان ما را هم درگیر کرده است. حالا چه انتظاری می‌توان از نوجوانی داشت که باید ذهنش را بر درس خواندن و کنکور متمرکز کند، اما درگیر اخبار ضدونقیض بسیار است.

بی رغبتی برای ورود به دانشگاه

محمد رضا کریمان خراسانی، کارشناسی ارشد جغرافیا دارد. البته هنوز شب‌های طولانی و پراضطراب آماده شدن برای کنکور را فراموش نکرده است. حساب از دستش بیرون رفته، اما دست کم سی سال از آن روز‌ها می‌گذرد. اعتراف می‌کند کنکور نام دلهره انگیزی دارد و در همان زمان هم سخت بود.

اما حالا دانش آموزان درس خواندن، نگران اتفاقات آینده هم هستند و البته این واکنش طبیعی افراد به محیط پیرامونی شان است. از دیدگاه او که خودش حالا یک فرزند کنکوری دارد، نگاه‌ها به دانشگاه تغییر یافته است. نسل‌های گذشته، دانشگاه را معادل موفقیت می‌دانستند. اما حالا با تغییر نگرش اجتماعی و شکست تجربه اشتغال پس از دانش آموختگی، این باور فروریخته است. 

می‌گوید: خانواده‌ها و جوانان حالا فهمیده‌اند که صرف گرفتن مدرک، تضمینی برای داشتن شغل مناسب نیست. این موضوع به ویژه در رشته‌های علوم پایه، علوم انسانی و حتی برخی رشته‌های فنی به چشم می‌خورد. دختر من پایه دوازدهم و رشته انسانی است و انگیزه‌ای برای درس خواندن ندارد. او با تعجب، گفته‌های دخترش را تکرار می‌کند: «نمی خواهم آینده‌ام در گرو رتبه‌ای باشد که از دل یک آزمون چندساعته بیرون می‌آید. من بدون دانشگاه رفتن هم می‌توانم موفق باشم».

از اضطراب کنکور تا شرایط جنگی

البته این آزمون برای خیلی از دانش آموزان حیاتی است. محمد مهدی از زمانی که به خاطرش می‌آید پای کتاب‌های قطور و پر و پیمان علوم تجربی یادداشت نوشته و خط کشیده و بعد شروع به حل تمرین کرده و ممارست در تست زنی داشته است.

راحت و صریح حرف می‌زند و‌ می‌گوید: کنکور، میدان فشار همه جانبه‌ای است. شرمندگی برای تلاش پدر و مادر و ترس از قضاوت اطرافیان را بگذارید کنار اینکه هر دانش آموزی نگران همکلاسی‌های خود در مناطق جنگی و جنوب کشور است، تجربه کردن این همه اضطراب با هم، ناخودآگاه راندمان کار را پایین می‌آورد. 

  زهرا مصاحبی، دانش آموز پایه دوازدهم رشته ریاضی است و به کمتر از مهندسی کامپیوتر در یک دانشگاه معتبر فکر نمی‌کند. البته بهای آن را با جان و دل قبول کرده است. می‌گوید: دو سال است قید همه تفریحات را زده‌ام و مهمانی رفتن، فیلم دیدن و... را از برنامه زندگی‌ام حذف کرده‌ام، اما هر وقت صحنه رقابت این همه دانش آموز به خاطرم می‌آید، ناخودآگاه مضطرب می‌شوم.

البته دوران تحصیل ما از زمانی که یادم می‌آید با تنش و اضطراب همراه بوده است؛ زمان کرونا و ناگزیری برای شرکت در کلاس‌های مجازی، آن هم با فرمول‌های پیچیده ریاضی که یادگرفتن و حل آن‌ها حتی حضوری و در کلاس و ارتباط مستقیم با معلم سخت است، چه برسد از راه دور و به صورت آنلاین؛ کنارش اتفاقات ناگوار مثل مرگ دوست و آشنا بود و تجربه جنگ پارسال و حالا هم دوباره جنگ.

یک فرصت استثنایی

البته برخی‌ها هم زرنگی کرده و از فرصت پیش آمده نهایت استفاده را‌ می‌برند. مهشید دانش آموز پایه دوازدهم است که اعتقاد دارد «موفقیت از آن افراد فرصت طلب و باهوش است.» مثال جالبی دارد و‌ می‌گوید: «شرایط را بسنج، موفقیت را بچسب.» مهشید بی انگیزه شدن دوستان و همکلاسی هایش را یکی از علت‌هایی می‌داند که او را ترغیب به درس خواندن کرده است. می‌گوید: شاید دلیل محکمی نباشد، اما حالا حس می‌کنم بدون ترس و دلهره و با کمی تلاش بیشتر می‌توانم موفق باشم.

لزوم مدیریت کردن استرس

داوطلبان کنکور ناخودآگاه با حجم عظیمی از فشار روانی روبه رو هستند. این فشار که با اخبار ناگوار و التهاب ناشی از جنگ و تنش‌های اجتماعی همراه می‌شود، وضعیت را از یک چالش معمولی به بحران روان شناختی تغییر می‌دهد.

فرشته مشهدی، کارشناس ارشد روان شناسی است و مدیر یک مدرسه ابتدایی. این دو ویژگی، قابلیت او را به عنوان یکی از گزینه‌های صاحب نظر بالا می‌برد. اینکه او با طیفی از دانش آموزان در ارتباط است و نیاز‌های عاطفی و روانی آن‌ها را خوب می‌شناسد و از دیگر سو علم این کار را دارد. او برای شروع صحبت، گریزی به ویژگی‌های نسل جدید می‌زند که عجول بودن، یکی از شاخصه‌های آن است و‌ می‌گوید: این نسل ذاتا دنبال رسیدن به پول و موقعیت اجتماعی است.

مشهدی از تجربه‌های شخصی خود در برخورد با دانش آموزان تعریف می‌کند؛ «خیلی وقت‌ها و در گپ وگفت‌های دوستانه با بچه ها، همان پرسش کلیشه‌ای و تکراری را مطرح می‌کنیم که‌ می‌خواهید چه کاره شوید؟ شاید باورتان نشود پاسخ‌هایی که در این باره می‌دهند چقدر متفاوت است. به گمان آن‌ها کسی که پولدارتر باشد موفق‌تر است.

متأسفانه تعداد زیادی از آن‌ها بر این باورند پول با تحصیل به دست نمی‌آید. غالب آن‌ها می‌خواهند ناخن کار و آرایشگر شوند. ببینید طرح این موضوع برای نسلی که هنوز وارد مرحله نوجوانی هم نشده است، قابل تأمل است. باید بپذیریم که نسل آینده، نسلی راحت طلب و آرمان گرا هستند و غالبا به دنبال راه میان بر و راحت برای رسیدن به ثروت و پول هستند و خیلی برایشان کنکور مهم نیست. افت و ریزش مخاطبان داوطلب کنکور زنگ هشداری است که متولیان باید به فکر ریشه یابی آن باشند.»

نکته دومی که او به سراغش می‌رود، جریانات و اتفاقات سال‎های اخیر است که تمام بخش‌های جامعه را تحت تأثیر قرار داد و بیشتر از همه، مجموعه‌های فرهنگی و آموزشی را. او ادامه می‌دهد: بیشترین استرس به شرکت کنندگان کنکور وارد شد.

اگرچه به عنوان کارشناس حوزه روان شناسی معتقد است اضطراب کم، برای مطالعه و موفقیت لازم است، اما به وجود اضطراب به اندازه‌ای که موتور متحرکه باشد تأکید دارد و یادآوری می‌کند: این استرس اگر از حد معمول خارج شود، نه تنها مفید نیست بلکه مانع فعالیت‌های فرد شده و در جلسه امتحان، یادآوری آموخته‌ها را سخت می‌کند. اضطراب، نیروی تفکر را ضعیف و کارایی حافظه را مختل می‌کند، مرکز حواس را به هم می‌زند، موجب فراموشی دانسته‌ها می‌شود و پریشانی خاطر را به دنبال دارد و قدرت تصمیم گیری درست را از فرد می‌گیرد.

مشهدی معتقد است که در کنار مطالعه و تمرین دروس باید راهکار‌های مدیریت کردن اضطراب نیز آموزش داده شود؛ بزرگ‌ترین رقیب، در روز کنکور دانش رقبا نیست، بلکه آرامش ذهنی و تاب آوری شماست. البته هرگز نباید احساسات را انکار کرد. شما حق دارید بترسید. نگران باشید، اما به جای تسلیم شدن در برابر شرایط، درس خواندن را به یک سنگر مقاومت تبدیل کنید.

راهکار‌هایی هم وجود دارد برای کنترل این استرس؛ مثلا اینکه روزانه ۱۵ دقیقه را به این افکار اختصاص بدهید و ساعت مشخصی را هم برایش انتخاب کنید و هر وقت افکار به سراغتان آمد بگویید: «فعلا وقتش نیست» و باشد مثلا ساعت ۶ عصر به تو فکر می‌کنم. با این روش احتمالا می‌توانید استرس را کنترل کنید.

کنکور؛ بلاتکلیفی سیاست ‎های آموزشی و شرایط جنگی

محسن یوسفی، مشاور و برنامه ریز تحصیلی، گفت‌و‌گو را با طرح این موضوع پیش می‌کشد که مغز ما و عملکرد آن به گونه‌ای طراحی شده که معمولا به بقا می‌اندیشد و اصلا تمرکزش بر حفظ بقاست.

او می‌گوید: نسلی که حالا دارد خود را برای یک رقابت بزرگ آماده می‌کند، مهم‌ترین دوران تحصیل را با کرونا و کلاس‌های آنلاین گذراند، ارتباط چهره به چهره با معلم و همکلاسی، زنگ تفریح، فضای مدرسه و حتی رقابت سالم در کلاس درس، برایشان تجربه‌ای ناقص و گاه ناشناخته بود. این نسل امروز در مقطع دبیرستان و به ویژه پایه دوازدهم، با موج تازه‌ای از فشار روانی روبه روست؛ فشاری که این بار نه فقط از سمت کتاب‌ها و امتحانات، بلکه از سمت اخبار جنگ، بلاتکلیفی زمان و نحوه برگزاری کنکور و نگرانی‌های دیگر همراه است.

یوسفی ادامه می‌دهد: دانش آموزانی که یک دفعه و ناگهانی از پشت میز مدرسه و ارتباط رودررو، خود را در صحنه‌ای متفاوت یافتند و عادت کردند درس را در پشت صفحه موبایل و لپ تاپ بیاموزند، در پایه دوازدهم، ناگهان خود را در میانه صحنه‌ای می‌بینند که نامش کنکور، امتحانات نهایی، تأثیر معدل و آینده است؛ صحنه‌ای که قواعدش با هیچ یک از سال‌های قبلی تحصیلشان شباهتی ندارد.

این‌ها را بگذارید کنار شرایط بین المللی و اخبار جنگ در منطقه که ناخودآگاه سایه‌ای از نگرانی و ناامنی روانی بر ذهن نوجوانان انداخته است؛ هرچند مشهد از فضای فیزیکی جنگ دور بوده، اما فضای رسانه‌ای و مجازی، این شهر را هم از خبر‌ها و تصاویر جنگ دور نگذاشته است. بسیاری از دانش آموزان و خانواده‌ها می‌گویند وقتی هر روز با خبر ناگوار، تحلیل‌های نگران کننده و صحبت از آینده مبهم مواجه می‌شوند، تمرکز بر درس و برنامه ریزی برای کنکور برایشان دشوارتر از همیشه شده است.

به گفته او، در کنار این چالش ها، تأثیر معدل پایه دوازدهم بر نتیجه کنکور نیز به دغدغه‌ای جدی برای دانش آموزان و خانواده‌ها تبدیل شده است. امتحانات نهایی که در گذشته بیشتر به عنوان یک مرحله مهم، اما قابل مدیریت دیده می‌شد، حالا در ذهن دانش آموزان، به «امتحانی سرنوشت ساز» تبدیل شده که‌ می‌تواند مسیر آینده آن‌ها را تغییر دهد. این احساس، فشار مضاعفی بر ذهن فرد وارد می‌کند و او را هم زمان با دو جبهه روبه رو می‌سازد: جبهه کنکور و جبهه امتحانات نهایی.

این مشاور تحصیلی بیان می‌کند: از منظر روان شناسی، مغز انسان برای «حالت بقا» طراحی شده است. در شرایط تهدید، استرس بالا و نااطمینانی، مغز تلاش می‌کند ابتدا امنیت را حفظ کند و سپس به فعالیت‌های پیچیده مانند یادگیری و برنامه ریزی بلندمدت بپردازد.

به همین دلیل، هرچه فضای روانی دانش آموزان ناامن‌تر و مبهم‌تر شود، توان آن‌ها برای تمرکز، مطالعه عمیق و برنامه ریزی کاهش می‌یابد. روان شناسان آموزشی معتقدند وقتی کنکور و امتحانات نهایی در ذهن دانش آموز، شبیه یک «تهدید» و «ناشناخته» تجربه‌ می‌شوند، سیستم روانی اش به جای همکاری با او برای موفقیت، وارد حالت دفاعی و فرسایشی می‌شود.

یوسفی ادامه می‌دهد: ترکیب استرس کنکور و بلاتکلیفی سیاست‌های آموزشی با تجربه قبلی کرونا و آموزش آنلاین، نوعی فرسودگی تحصیلی در میان بخشی از دانش آموزان پایه دوازدهم ایجاد کرده است. در حالت عادی، ایام نوروز و ماه‌های پایانی منتهی به کنکور، فصل اوج تلاش دانش آموزان است. اما در سال‌های اخیر، در کنار فشار طبیعی کنکور، بسیاری از دانش آموزان با این سؤال درونی دست وپنجه نرم می‌کنند که آیا اصلا آینده‌ای که برای آن می‌جنگند، ثابت و قابل پیش بینی است یا خیر؟ همین سؤال مداوم، انرژی روانی آن‌ها را‌ می‌گیرد.

نقش خانواده‎ها و نظام آموزشی

به گفته او، از طرف دیگر، نظام آموزشی و خانواده‌ها نیز در این میان نقش پررنگی دارند. آن‌ها باید بین «استاندارد‌های آموزشی» و «سلامت روانی دانش آموز» تعادل برقرار کنند. در چنین فضایی، نقش حمایت عاطفی خانواده، حضور مشاوران روان شناس در مدارس و برنامه‌های آموزشی برای مدیریت استرس، بیش از هر زمان دیگری ضروری است.

اگر دانش آموز احساس کند تنها نیست و سیستم آموزش وپرورش در کنار خانواده اش برای آرام سازی شرایط تلاش می‌کند، مغزش از حالت «بقا» به حالت «رشد» و «یادگیری» نزدیک‌تر می‌شود.

باوجود همه این دشواری ها، متخصصان حوزه تعلیم وتربیت امیدوارند با برنامه ریزی دقیق‌تر و شفاف‌تر در حوزه کنکور و امتحانات نهایی، اطلاع رسانی بموقع، کاهش ابهام در آیین نامه‌ها و تقویت نظام مشاوره‌ای مدارس، بتوانند بخشی از این فشار را کاهش دهند.

به باور آن ها، نسلی که سال‌های تحصیل خود را در سایه کرونا، جنگ و بلاتکلیفی گذرانده است، اگر امروز حمایت هدفمند دریافت کند، می‌تواند در آینده، نسلی تاب آورتر و توانمندتر باشد؛ نسلی که بحران را تجربه کرده و درعین حال توانسته راهی برای ادامه مسیر پیدا کند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.